تبلیغات
:: امر به معروف و نهی از منکر - اثبات وجود معاد 2 ::

   آرشیو

   لینكدونی

   جستجو  در وبلاگ

برای جستجو در این صفحه کلمه ی مورد نظر را در کارد زیر وارد کنید.


   نظر سنجی

   لینك دوستان

براى اثبات هر وجود و موجودى سه شرط و مرحله لازم است :
الف: امكان شدن .  ب: دلائل وقوع .  ج: نبود مانع .

 

دلیل اوّل معاد: عدل خدا
در قرآن آیات فراوانى به چشم مى خورد كه از عقل ها و وجدان ها سؤال مى كند كه آیا خوبان وبدان با هم مساوى هستند و هیچ تفاوتى نخواهند داشت؟
اءم نَجعَلُ الّذینَ آمَنوا و عَمِلوا الصّالِحاتِ كالمفسِدینَ فِى الارض اءم نَجعَل المتّقین كالفُجّار(13) آیا مؤ منین و كسانى كه عمل شایسته انجام داده اند مانند مفسدین قرار داده ایم و آیا متّقین را همچون فجّار و جنایتكاران یكسان قرار مى دهیم ؟!
در جاى دیگر مى خوانیم : اءفَنَجعلُ المسلِمینَ كالمُجرِمین (14) آیا ما مسلمانان را همچون مجرمان قرار مى دهیم ؟!
اءفَمَن كان مؤ مِنا كمَن كانَ فاسِقاً لایَستَوون (15) آیا مؤ من و فاسق یكسانند؟! هرگز چنین نیست .
اءم حَسِبَ الّذینَ اجْتَرِحوا السّیئاتِ اءن نَجعلهم كالّذین آمَنوا و عَمِلوا الصّالِحات (16) آیا گناهكاران گمان دارند كه ما آنها را همچون مؤمنین و كسانى كه عمل صالح انجام داده اند قرار مى دهیم؟
چون خداوند عادل است باید معاد و حسابرسى باشد و چون دنیا محدود است باید معاد باشد و اگر قیامت نباشد به عدالت خداوند ضرر مى زند.
توضیح آنكه مردم در برابر فرمان هاى خدا و انبیا دو دسته هستند: عدّه اى موافق و گروهى مخالف . قرآن نیز در بیان این حقیقت مى فرماید: فَمِنكُم كافِرٌ و مِنكُم مؤ من (17) بعضى از شما ایمان آورده اید و گروهى هم كافر شدید.
از سوى دیگر در دنیا یا جزاى واقعى اعمال نیست و یا به ندرت گوشمالى هایى جزئى به چشم مى خورد، كه اگر باشد به اندازه متعادل نیست و دیر یا زود خوبان و بدان از دنیا مى روند و اگر حساب و جزایى در جاى دیگر مثل قیامت در كار نباشد و با مردن همه نابود شوند، پس عدالت خدا چه مى شود؟ آرى چون خداوند عادل است و در دنیا هم جزاى كافى نیست، پس باید در سراى دیگر جزا و پاداش باشد.

پرسش و پاسخ
سؤ ال : چرا خداوند در همین دنیا جزا نمى دهد؟ آیا بهتر نبود معامله نقدى مى شد و هر نیكوكار یا گناهكار در این دنیا حسابش تصفیه مى گرید تا دیگر نیازى به قیامت نداشته باشیم ؟

پاسخ اول: مخالف اختیار و آزادى مردم است
اگر خداوند در دنیا پاداش و كیفر دهد، مردم یا از ترس و یا از روى طمع ، عمل بد انجام نمى دهند و خوب مى شوند و این نوع خوبى قهرى است و چندان ارزش ندارد. انسان باید مختار و آزاد باشد و گناه نكند.
اگر خداوند به هر فردى كه كار خیرى انجام داد، فلان باغ، كاخ، مال و مدرك را در دنیا بدهد، همه مردم زاهد، عابد و مسلمان مى شوند و این ارزشى ندارد. شرف انسان به آزادى و انتخاب اوست وگرنه عبادت قهرى را میلیون ها میلیون ملائكه داشتند، ولى خدا انسان را آفرید تا در میان هواها و هوسها و گرایش هاى ضد و نقیض، یكى را انتخاب نماید.

پاسخ دوم: در دنیا امكان جزا نیست
سوّمین پاسخ این است كه دنیا به خاطر محدودیّت هایى كه دارد، امكان جزا براى نیكوكاران و جنایتكاران در آن نیست .
مثلاً رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله كه با تحمّل رنجهاى فراوان و طاقت فرسا وبا آوردن قرآن و احكام اسلامى ودر سایه تلاش پیگیر خود، قرن ها نسل هاى بشر را از گمراهى، شرك، جهل و تفرقه نجات داد، در دنیا چه خیرى مى توان به او داد كه جبران همه آنها باشد؟! آیا غذایى بهتر از عسل و كباب، فرشى بهتر از ابریشم و مَركبى بهتر از هواپیما و امثال آن داریم؟ آیا اینها همان چیزهایى نیست كه گاهى جنایتكاران هم مورد استفاده خود قرار مى دهند؟ پس پاداش پیامبر صلّى اللّه علیه و آله در دنیا چه خواهد بود؟ آیا شهیدى كه براى هدف مقدّسى از جان خود گذشته، اكنون در دنیا هست تا به او جزا بدهید؟
به علاوه گاهى جنایتكارانى پیدا مى شوند كه صدها بلكه هزاران نفر بى گناه را مى كشند، چگونه در دنیا مى توان چنین فردى را به كیفر رساند؟ بر فرض او را اعدام كنیم، قتل او در برابر یك نفر از هزاران اشخاصى است كه كشته است، پس خون باقى بى گناهان چه مى شود؟

كیفر در دنیا
شكّى نیست كه جزاى كلّى باید در سراى دیگر باشد و این با بعضى از كیفرهاى موقّت ویا گوشمالى هایى كه به بعضى در دنیا داده مى شود، منافات ندارد و در آیات متعدّدى از قرآن نمونه هایى از جزاى دنیوى مجرمان بیان شده است ، نظیر: ظَهَر الفَسادُ فِى البَرّ و البَحر بِما كَسَبت اءیدِى النّاس لِیُذیقَهم بَعض الّذى عَمِلوا لَعلّهم یَرجِعون (18) به خاطر كار مردم در دریا و خشكى فساد پدید آمده تا خدا سزاى بعضى از اعمالشان را به ایشان بچشاند، شاید از گناه باز گردند.
همچنین آیات فراوانى داریم كه در باره مجرمان مى فرماید: لَهم فِى الدّنیا خِزىٌ در دنیا نیز براى گناهكاران ذلّت و خوارى و شرمندگى است ، لیكن این جزا در حقیقت گوشه و جزئى از كیفرى است كه باید ببیند.
و نیز قرآن مى فرماید: لَهم عَذابٌ فِى الحَیوةِ الدّنیا و لَعذاب الا خرة اءشقّ(19) براى آنها در دنیا عذاب است، ولى عذاب روز قیامت سخت تر است .

پاداش در دنیا
همان گونه كه كیفر و عذاب واقعى در قیامت است، همچنین پاداش ‍ اصلى و كامل در قیامت است، چون دنیا براى پاداش نیكوكاران نیز كوچك است، ولى منافاتى با پاداش و ثواب در دنیا ندارد.
در اینجا نیز نمونه هایى از آن را نقل مى كنیم :
در سوره آل عمران بعد از بیان شهامت و استقامت رزمندگانى كه هوادار انبیا بودند مى فرماید: فَاءتاهُم اللّهُ ثَوابَ الدّنیا و حُسْنَ ثَوابِ الا خِرة (20) خداوند به آنان هم ثواب دنیا و فتح و پیروزى مرحمت فرمود و هم پاداش نیك آخرت را.
در باره حضرت ابراهیم علیه السّلام نیز چنین مى خوانیم : وَ آتَیناهُ فِى الدّنیا حَسَنة ما در دنیا به ابراهیم نیكى عطا كردیم .
درباره پیامبران بزرگوار و طرفدارانشان مى خوانیم : اِنّا لَنَنصُرُ رسُلَنا والّذین آمنوا فِى الحَیوةِ الدّنیا(21) ماپیامبران خویش و كسانى را كه ایمان آورده اند در همین دنیا یارى مى دهیم .
همانطور كه گفتیم در دنیا امكان و ظرفیّت پاداش نیست و اگر در آیاتى سخن از پاداش یا كیفر در دنیا مى شود تنها گوشه و نمونه اى از پاداش و كیفر است، ولى اصل جزا و پاداش در قیامت است .

پاسخ سوم: گاهى كیفر و پاداش فورى عادلانه نیست
پاداش و كیفر زمانى عادلانه خواهد بود كه تنها به خود عمل توجه نكنیم، بلكه به عوارض و لوازم آن هم دقّت كنیم و به قول قرآن: وَ نَكتُبُ ما قَدّموا و آثارَهُم (22) ما هم عملكرد قبلى و هم آثار بعدى كارهایشان را ضبط مى نماییم .
فرض كنید در یك مجلسِ با شكوهى شخصى آمد و چراغ را خاموش ‍ كرد و فرار كرد. خاموش كردن چراغ چندان جزائى ندارد، لیكن باید ببینیم كه این خاموشى چه مسائلى را به وجود آورده است؛ گاهى آتش روى فرش ‍ مى افتد و فرش را مى سوزاند، گاهى شخصى با اسلحه یا چاقو دیگرى را مجروح و زخمى مى كند، گاهى افرادى در اثر تاریكى از پله ها پرت مى شوند و خسارات غیر قابل جبران مى بینند. بنابراین نباید تنها مسئله خاموش كردن چراغ را مطرح و بر آن حكم صادر كنیم ، بلكه جزاى عادلانه هنگامى است كه تمام مفاسدى را كه در اثر آن كار او پیدا شده به حساب بیاوریم .
یا گاهى شخصى هروئینِ كشنده و یا داروى شفابخشى اختراع مى كند، دادن جزاى فورى به این قبیل اشخاص عادلانه نیست، زیرا باید تا پایان عمر جهان صبر كنیم و ببینم هروئین چند نفر را كشت و یا داروى شفابخش ‍ او چه كسانى سالم را شفا داد، بعد جزا بدهیم .

و یا شخصى با یك فیلم، كتاب، نوار و سخنرانى، ایجاد یك فساد یا صلاح مى كند و براى سالها در مردم اثر خوب یا بد مى گذارد. در این موارد نباید در پاداش و كیفر عجله كرده تنها خود عمل را بررسى كنیم، بلكه باید تا پایان عمرِ جهان صبر كنیم تا شعاع كار خیر و شرّ او را بسنجیم و سپس ‍ پاداش بدهیم. این حرف علاوه بر اینكه پشتوانه عقلى دارد، از استدلال هاى قرآنى و حدیثى هم برخوردار است؛ امّا قرآن در آیه دوازدهم سوره یس و در روایات، پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله فرمودند: مَن سَنّ سُنّة حَسَنة فلَه اَجرُ مَن عَمِل بها و مَن سَنّ سُنّة سَیّة فلَه وِزرُ مَن عَمِل بها(23) هر كسى یك راه و یا كار خوبى را بنا نهد، او نیز در پاداش تمام كسانى كه در آن راه گام بر دارند و آن عمل را انجام دهند شریك است، بدون آنكه از اجر دیگران كم شود و بالعكس هر كه مركز فساد و یا راه فسادى را پیش پاى مردم قرار دهد، علاوه بر آنكه روندگان در آن راه گناهكارند، گناهى همچون گناه مرتكبان براى شخص ‍ مؤسّس نیز ضبط مى شود.

دلیل دوّم معاد: حكمت خدا 
تاكنون عدل خدا را به عنوان اوّلین دلیل معاد بیان كردیم و اكنون دلیل دیگرى را مطرح مى كنیم و آن اینكه اگر قیامتى نباشد اصل آفرینش انسان و جهان لغو و بیهوده و خلاف حكمت الهى است .
فرض كنید: شخصى انواع غذاهاى لذیذ، آن هم به تعداد حساب شده اى را با توجّه خاصّى و بر اساس مهر و لطفى كه نسبت به مهمانان عزیزیش دارد تهیه نماید و انواع خوردنى ها و نوشیدنى ها را در فضاى مناسب و زیر سقفى زیبا با مسئولینى براى پذیرایى آماده كند و افراد بسیارى را به عنوان تدبیر و نظارت و حفاظت بر این مهمانان قرار دهد، لیكن بعد از همه این تشریفات، مهمانانى وحشى همچون گرگ ها، گربه ها و موش ها وارد این فضا شوند و بر سر این سفره به جان هم افتند و هم خودشان و هم سفره را بهم بریزند و آنگاه صاحب خانه سفره را جمع نماید، راستى این مهمانى چه تحلیلى مى تواند داشته باشد؟
آرى ، اگر معاد نباشد كار خدا به مراتب از این نوع پذیرایى و سفره چینى بیهوده تر است، زیرا خداوند نیز سفره اى به اندازه جهان هستى پیش روى انسان گسترده است،

سفره اى نو وابتكارى كه اختراع كننده آن خوداوست ؛ بَدِیعُ السّمواتِ و الاَرض (24)
سفره اى بس نیكو و زیبا؛ اءلّذى اءحسَنَ كلّ شَى خَلقه (25)
سفره اى حساب شده و با اندازه گیرى دقیق ؛ و كلّ شَى عنده بِمقدار (26)
سفره اى بر اساس لطف و رحمت خداوند؛ كَتَبَ على نَفسِه الرّحمَة (27)  

 خَلَقَ لَكم ما فِى الاَرضِ جَمعیا(28) آن هم نعمت هاى دل پسند و لذیذ؛ وَ رَزَقناهُم مِنَ الطّیّبات (29)
سفره اى زیر سقف و ستارگانى زیبا؛ اِنّا زَیّنَا السّماءَ الدّنیا بِزِینَةٍ الكَواكِب (30)
سفره اى با كارگردانان بسیار كه مسئول تقسیم و تدبیر هستند؛ فَالمقَسّماتِ اَمرا (31)، فَالمُدبّراتِ اَمرا (32)
سفره اى همراه با پزشكى دلسوز. حضرت على علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله پزشكى بود كه چنان علاقه و سوزى نسبت به مردم داشت كه خودشمى گشت و مریضان را پیدا مى كرد و آنها را مداوا مى فرمود. (33)
آیا مى توان قبول كرد كه خداى حكیم چنین سفره اى با آن همه ویژگى ها براى نسل بشر گسترانیده باشد، ولى مردم بدون مراعات برنامه هاى آن، گروهى ظالم و در رفاه و آزاد و گروه دیگرى در بند و فقیر و مظلوم باشند و پس از چند روزى همه مرده و بساط سفره بر چیده شود و همه چیز خاتمه پیدا نماید؟ آیا این كار از چنان حكیمى انتظار مى رود؟!
خدایا! تو از هرگونه كار بیهود و عیبى پاك و منزّه هستى ، هرگز این آفرینش را پوچ و باطل نیافریدى . رَبّنا ما خَلَقتَ هذا باطِلا سُبحانَك (34)

آیا مى توان باور كرد كه خداوند حكیم این جهان را پس از چندى بدون جهت و بدون تبدیل آن به عالم باعظمت آخرت، با زلزله، قارعه و انفجار همه را خراب نماید؟
اگر معادى نباشد كار خدا این است كه از خاك گندم و از گندم نطفه و از نطفه طفل و سپس جوان نیرومند وپس از چندى به صورت انسان سالخورده و سپس مرده و پوسیده و آنگاه خاك شود. راستى اگر بناست بعد از این همه تغییر و تحوّل ما خاك شویم و معادى هم نباشد، مگر از اوّل ما خاك نبودیم آیا این خلقت و برنامه، بازى و عَبَث نیست؟

آیا اگر معاد نباشد معناى زندگى، جز میلیون ها لیتر آب را بول كردن و خروارها تن غذا را كود كردن چیز دیگرى است ؟ حالا یا پاى شمع و روى الاغ و یا سوار ماشین و زیر برق، در اصل زندگى فرقى ندارد.

اگر با مردن هیچ مى شویم ، چرا غریزه علاقه به بقا در نهاد ما نهفته است ؟

قرآن در این زمینه مى فرماید:
اءفَحَسِبتُم اءنّما خَلَقناكم عَبَثا و اَنّكُم الَینا لاتُرجَعون (35) آیا گمان مى كنید كه ما شما را بیهوده آفریدیم و شما به سوى ما باز نمى گردید؟
اءیَحسَبُ الانسانُ اءن یُترَك سُدى (36) آیا انسان گمان مى كند كه رها و بدون تكلیف است ؟ و عاقبت مى میرد و دیگر هیچ ؟!



لینك ثابت   نویسنده : عروة الوثقی   نظرات ()

صفحات سایت