تبلیغات
:: امر به معروف و نهی از منکر - بیانات مقام معظم رهبری در جمع 110 هزار بسیجی‌ در روز عید غدیر ::

   آرشیو

   لینكدونی

   جستجو  در وبلاگ

برای جستجو در این صفحه کلمه ی مورد نظر را در کارد زیر وارد کنید.


   نظر سنجی

   لینك دوستان

بخش : بصیرت ,

 

 

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فى الأرضین‌.
الحمد للَّه الّذى جعلنا من المتمسّكین بولایة علىّ امیرالمؤمنین و الائمّة المعصومین الطّاهرین‌.

عید سعید غدیر را به همه‌ى شما عزیزانى كه در این محضر عظیم و باشكوه شركت كرده‌اید و به همه‌ى بسیجیان مخلص در سرتاسر كشور و به همه‌ى كسانى كه در سراسر گیتى خود را متعهد به اسلام و حاكمیت اسلام میدانند و به همه‌ى كسانى كه به نام مبارك على‌بن‌ابى‌طالب احترام میگذارند، تبریك عرض میكنم.

عید غدیر اگرچه شاخص فرقه‌ى امامیه‌ى شیعه است، ولى در واقع با مفهوم و محتوا و مضمون گسترده‌اى كه این حادثه دارد، این عید متعلق به همه‌ى مسلمانان، بلكه با توضیحى كه عرض خواهم كرد، متعلق به همه‌ى كسانى است كه براى بهروزى انسان دل میسوزانند.

ما شیعیان این اعتقاد راسخ را كه متكى به دلیل متقن و غیر قابل تردید است، درباره‌ى امیرالمؤمنین على‌بن‌ابى‌طالب (علیه‌السّلام) داریم. این حدیث متواتر - یعنى حدیث روز غدیر - را كه همه‌ى محدثین بزرگ اسلام، از شیعه و سنى نقل كرده‌اند، مستند این عقیده‌ى متقن میدانیم.

پیغمبر اكرم در یك روز گرم و در یك نقطه‌ى حساس، در مقابل چشم مردم، على‌بن‌ابى‌طالب (علیه الصّلاة و السّلام) را به عنوان امام مسلمین پس از خود و ولى امر امور اسلام معین كرد و به مردم معرفى كرد؛ «من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه».(1) این عطف به آیات متعددى است كه ولایت پیغمبر از سوى خداى متعال تثبیت شده است؛ «انّما ولیّكم اللَّه و رسوله»(2) و آیات متعدد دیگر. میفرماید: آن كسى كه من ولى او هستم، این على ولى اوست. هر معنائى كه ولایت در مورد پیغمبر دارد، همان معنا در مورد امیرالمؤمنین با این نصب پیغمبر و معرفى پیغمبر محقق است. این یك دلیل محكم و مستندِ غیر قابل تردید است. در این خصوص، بزرگان بحث كرده‌اند. لازم نیست وارد بحثهاى اعتقادى بشویم؛ این مسلّم است.

على‌بن‌ابى‌طالب را آن روز همه‌ى مردم از نزدیك آزموده بودند؛ كسى نبود كه نسبت به این نصب امیرالمؤمنین دچار تردید شود. روشن بود كه این مرد فداكارِ مخلصِ داراى مرتبه‌ى عالى ایمان و تقوا، شایسته‌ى یك چنین حركتى از سوى پیغمبر اكرم و در واقع از سوى خداى متعال است. نصب امیرالمؤمنین، نصب نبوى نبود؛ نصب الهى بود؛ این شأن پروردگار بود كه پیغمبر این را به مردم مؤمن ابلاغ كرد.

امیرالمؤمنین آن روزى كه به همراه پیغمبر وارد مدینه شد، یك جوان بیست و دو سه ساله بود. جوانهاى بیست و دو سه ساله‌ى امروز رفتار خود را مقایسه كنند با آنچه كه آن جوان ممتازِ در طول تاریخ بشریت از خود بروز داد. همین جوان بود كه ستاره و قهرمان جنگ بدر شد؛ همین جوان بود كه در جنگ احد آنچنان درخشید كه همه‌ى مسلمانها به عظمت كار او وقوف پیدا كردند؛ همین جوان بود كه در امتحانهاى گوناگون، در غزوات پیغمبر، در ایستادگى در برابر فشار جبهه‌ى كفر و استكبارِ آن روز در كنار پیغمبر ایستاد؛ همین جوان بود كه به دنیا تعلق خاطر پیدا نكرد. آن روزى كه پیغمبر اكرم او را - كه در عین حال جوان بود - نصب میكرد، این جوان در چشم مسلمانان عظمتى داشت كه این عظمت براى كسى قابل انكار نبود. هیچ كس  هم این را انكار نكرده است؛ نه در آن زمان، و نه در زمانهاى بعد.

ماجراى غدیر فقط نصب یك جانشین براى پیغمبر نبود. غدیر دو جنبه دارد: یكى جنبه‌ى نصب جانشین است. جنبه‌ى دیگر قضیه، توجه دادن به مسئله‌ى امامت است؛ امامت با همان معنائى كه همه‌ى مسلمین از این كلمه و از این عنوان میفهمیدند. امامت یعنى پیشوائى انسانها، پیشوائى جامعه در امر دین و دنیا؛ این یكى از مسائل اصلى در طول تاریخ طولانى بشر بوده است. مسئله‌ى امامت، یك مسئله‌ى مخصوص مسلمانها یا مخصوص شیعیان نیست. امامت یعنى یك فردى، یك گروهى بر یك جامعه‌اى حكمرانى میكنند و جهت حركت آنها را در امر دنیا و در امر معنویت و آخرت مشخص میكنند. این یك مسئله‌ى همگانى است براى همه‌ى جوامع بشرى.

خوب، این امام دو جور میتواند باشد: یك امامى است كه خداى متعال در قرآن میفرماید: «و جعلنا هم ائمّة یهدون بأمرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصّلوة و ایتاء الزّكوة و كانوا لنا عابدین».(3) این امامتى است كه به امر پروردگار، مردم را هدایت میكند؛ مردم را از خطرها، از سقوطگاه‌ها، از لغزشگاه‌ها عبور میدهد؛ آنها را به سرمنزل مقصود و مطلوب از حیات دنیوى انسان - كه خداوند این حیات را به انسان داده، براى رسیدن به آن مقصود - میرساند و به آن سمت هدایت میكند. این یك جور امام است كه مصداق آن، انبیاى الهى‌اند؛ مصداق آن، پیغمبر اكرم است كه امام باقر (علیه الصّلاة و السّلام) در منا مردم را جمع كرد و فرمود: «انّ رسول اللَّه كان هو الامام». اولین امام، خود پیغمبر است. پیغمبران الهى، اوصیاى پیغمبران، برگزیده‌ترین انسانها، از این دسته امامهاى نوع اولند؛ كه اینها كارشان هدایت است، از سوى خداى متعال رهنمائى میشوند، این رهنمائى را به مردم منتقل میكنند: «و اوحینا الیهم فعل الخیرات»؛ كارشان كار نیك است، «و اقام الصّلوة»؛ نماز را برپا میدارند - كه نماز رمز ارتباط و اتصال انسان به خداست - «و كانوا لنا عابدین»؛ بنده‌ى خدا هستند، مانند همه‌ى انسانها كه بندگان خدا هستند. عزت دنیوى آنها كمترین آسیبى به بندگى خدا در وجود آنها و در دل آنها نمیزند. این یك دسته.

یك دسته‌ى دیگر: «و جعلنا هم ائمّة یدعون الى النّار»،(4) كه در قرآن درباره‌ى فرعون وارد شده است. فرعون هم امام است. به همان معنا كه در آیه‌ى اول «امام» استعمال شده بود، در اینجا هم امام به همان معناست؛ یعنى دنیاى مردم و دین مردم و آخرت مردم - جسم و جان مردم - در قبضه‌ى قدرت اوست، اما «یدعون الى النّار»؛ مردم را به آتش دعوت میكنند، مردم را به هلاكت دعوت میكنند.

سكولارترین حكومتهاى دنیا هم، على‌رغم آنچه كه ادعا میكنند، چه بدانند، چه ندانند، دنیا و آخرت مردم را در دست گرفته‌اند. این دستگاههاى عظیم فرهنگى كه امروز نسل جوان بشر را در چهارگوشه‌ى دنیا به سمت بد اخلاقى و فساد و تباهى دارند حركت و سوق میدهند، همان امامانى هستند كه «یدعون الى النّار». دستگاه‌هاى قدرتند كه به خاطر منافع خودشان، به خاطر حاكمیتهاى ظالمانه‌شان، به خاطر رسیدن به اهداف گوناگون سیاسى‌شان مردم را میكشانند؛ دنیاى مردم هم دست آنهاست، آخرت مردم هم دست آنهاست، جسم و جان مردم در اختیار آنهاست.
اینكه ادعا بشود كه در مسیحیت، كلیسا به آخرت میپردازد، حكومت به دنیا میپردازد، یك مغالطه است. آنجائى كه قدرت دست انسانهاى بیگانه‌ى از دین و اخلاق باشد، كلیسا هم در خدمت آنها قرار میگیرد؛ معنویت هم در پنجه‌ى اقتدار آنها خرد میشود و از بین میرود؛ جسم و جان انسانها زیر تأثیر عوامل قدرت آنهاست؛ این مسئله‌ى همیشه‌ى بشر است.

 

یك جامعه، یا زیر سرپرستى امام عادل است - كه «من اللَّه» است، هادى به خیرات است، هادى به حق است - یا در اختیار انسانهائى است كه از حق بیگانه‌اند، با حق ناآشنایند و در موارد بسیارى با حق عناد میورزند. چون حق با منافع شخصى آنها، با منافع مادى آنها سر سازش ندارد، با حق عناد میورزند. پس یكى از این دو حال است؛ از این دو حال خارج نیست.
اسلام با تشكیل حكومت در مدینه و تشكیل جامعه‌ى مدنى نبوى نشان داد و ثابت كرد كه اسلام فقط نصیحت كردن، موعظه كردن و دعوت كردن به زبان نیست. اسلام میخواهد حقایق احكام الهى در جامعه تحقق پیدا كند؛ این جز با ایجاد قدرت الهى امكان‌پذیر نیست. بعد هم پیغمبر اكرم در پایان عمر مباركش، به دستور الهى، به الهام الهى، نفر بعد را خودش معین كرد. البته مسیر تاریخ اسلام مسیر دیگرى رفت. آنچه كه پیغمبر میخواست، آنچه كه اسلام میخواست، این بود. این یك طرحى شد كه در تاریخ ماند. نباید تصور كرد كه اندیشه‌ى پیغمبر شكست خورد؛ نه، شكست نخورد؛ در آن برهه تحقق پیدا نكرد، اما این خط شاخص در جامعه‌ى اسلامى و در تاریخ اسلامى باقى ماند. امروز شما در این گوشه‌ى از دنیاى اسلام نتائج آن را مى‌بینید و به فضل الهى، به حول و قوه‌ى الهى، این الگو، این خط واضح، در دنیاى اسلام روزبه‌روز همه‌گیرتر خواهد شد؛ این مضمون غدیر است.
بنابراین مسئله‌ى غدیر، فقط مسئله‌ى شیعه نیست؛ مسئله‌ى مسلمانان، بلكه مسئله‌ى همه‌ى انسانهاست. آنهائى كه بیندیشند، میدانند كه این خط روشن، خطى است كه متعلق به همه‌ى انسانهاست؛ جز این راهى وجود ندارد. اگر قدرت در اجتماعات انسانى دست شیطان‌صفتان باشد، دنیا به همان راهى میرود كه شما امروز مظاهر آن را در دنیاى مدرن مشاهده میكنید. هرچه دنیا مدرنتر بشود، خطرِ آنگونه حكومتها بیشتر میشود. البته هرچه دنیا از لحاظ علم و معرفت پیشتر برود، امكان و احتمال بروز خط هدایت هم بیشتر میشود. اینجور نیست كه ما با پیشرفت علم احساس كنیم كه این خط هدایت عقب افتاد؛ نه، جلو میرود.
امروز مجموعه‌ى بسیج عظیم مردمى، بسیج مستضعفان در كشور ما یك حقیقت روشن و آشكار است. شما یك مجموعه‌اى هستید از بوستان عظیم بسیج در كشور. این بوستان را امام بزرگوار ما به وجود آورد و با كلمات خود و منش خود آن را آبیارى كرد. این نهالها بحمداللَّه روزبه‌روز بالنده‌تر و مثمرتر شده است. امروز بسیج در كشور ما یك حقیقت عظیم و غیرقابل انكار و بى‌نظیرى است. درست است كه تبلیغات دشمنان و به تبع آنها منادیان طرفدار آنها در داخل كشور سعى میكنند بسیج را كوچك كنند، تحقیر كنند و به بسیج اهانت كنند؛ اینها به خود كلام خدا هم اهانت كردند، به خود پیغمبر هم اهانت كردند. چیزى كه در باطن خود داراى عظمت و درخشندگى است، با اهانتِ اهانت‌كنندگان و تهمتِ تهمت‌زنندگان نه كوچك میشود، نه از درخشندگى آن كاسته میشود.
بسیج امروز در كشور ما یك حقیقت عظیم و درخشنده است؛ نمونه‌اى هم دیگر ندارد. شما نگاه كنید؛ جنسیتهاى مختلف، زن و مرد، سنین مختلف، نوجوان و جوان و میانسال و پیر و كهنسال، اصناف مختلف، از دانشجو و طلبه و استاد دانشگاه و معلم مدرسه و دانش‌آموز و كارگر و كشاورز و بازارى و بقیه‌ى اصناف گوناگون مؤمن در سرتاسر كشور، در بسیج عضویت دارند، شركت دارند؛ یعنى هیچ مرزى از جهت صنفى وجود ندارد، هیچ مرز جنسیتى وجود ندارد، هیچ مرز قومى و زبانى وجود ندارد. الان در همین جمع، ترك و كرد و لر و فارس و بلوچ و بقیه‌ى اقوام ایرانى حضور دارند. در سرتاسر كشور هم همین‌جور است. بسیج یك مجموعه‌ى منتظمِ سازمان‌یافته‌ى داراى هدف است، با این گسترش و با این تنوع و با این كمیت عظیم و با این كیفیت ایمانى كه در مجموعه‌هاى گوناگون، انسان نظیرش را مشاهده نمیكند.
شما دلتان متعلق به بسیج است. در دنیا احزاب وجود دارند، ممكن است احزاب پرشمارى هم باشند - كه البته شمارگان و كمیت یك مجموعه‌ى میلیونىِ به این عظمت كه در بسیج وجود دارد، در هیچ حزبى در دنیا نظیر ندارد - اما همان كمیتهائى هم كه در احزاب هستند، جسم آنها، زبان آنها، توانائى‌هاى مادى آنها متعلق به حزب است؛ معلوم نیست دلها و ایمانهاشان متعلق به آن حزب یا آن مجموعه باشد. بسیج، بسیج دلهاست؛ بسیج جانهاست؛ بسیج عواطف است؛ بسیج اعتقادات و ایمانهاست؛ و همین است كه در روز سخت به كار یك ملت مى‌آید. آن روزى كه ملتها دچار مشكلات شوند، آنجا جسمها فایده‌اى ندارند؛ دلها باید در وسط میدان باشند، باید خطشكن باشند. آنهائى كه خطشكنى كردند، لزوماً جسمهاى نیرومندى نداشتند؛ دلها و ایمانهاى محكمى داشتند كه توانستند كوهها را بشكافند، راههاى دشوار را طى كنند، لغزشگاهها را پشت سر بگذارند و خود را به منزل برسانند. بسیج، یك چنین حقیقتى است؛ این را باید قدر بدانیم. اول، خود بسیجى باید قدر بداند. همین‌طورى كه الان در این میثاق‌نامه شنیدیم و این جوانان عزیز از زبان بسیجیان به زبان آوردند، آنها خدا را حمد كردند، سپاس گزاشتند، براى اینكه در بسیج عضوند. حقیقتاً همین است؛ باید خدا را شكرگزارى كرد كه توفیق بدهد انسان وارد یك چنین مجموعه‌اى بشود.
اهمیت دیگر بسیج در این است كه بسیج داراى یك جهت و یك بعد و متوجه یك منظور نیست. بسیج با اینكه هنر نظامى دارد و در خطوط مقدم میدان نبرد، هر جا كه لازم بوده است، قرار گرفته و سخت‌ترین كارها را به عهده گرفته و انجام داده است، همه‌كاره است؛ یعنى در همه‌ى میدانها وقتى بسیج حضور داشته باشد، پیشرو است، پیشتاز است. امروز جوانان بسیجى ما در میدان علم هم پیشرو و پیشتازند. اساتید بسیجى ما هم در كار علمى جزو موفق‌ترینها هستند. هنرمندان بسیجى ما هم - آن كسانى كه با روح بسیج وارد میدان هنر شدند - موفقیتهاى بیشتر و بهترى پیدا كردند و توانستند مخاطبان بیشترى را جذب كنند. در هر میدانى وقتى با روحیه‌ى بسیجى، با اخلاص بسیجى، با ایمان بسیجى، با شجاعت و شهامت بسیجى، با قدرت ابتكار بسیجى وارد شوند، میتوانند كارهاى بزرگى را انجام دهند. این، حقیقت بسیج است.
عزیزان بسیجى این را قدر بدانند و اركان بسیجى بودن را در خودشان تقویت كنند. بسیجى بودن اركانى دارد. همه‌ى ما باید این اركان را روزبه‌روز در خودمان تقویت كنیم جوانان عزیز! بارها گفتیم كه در درجه‌ى اول، روحیه‌ى اخلاص و روحیه‌ى بصیرت است. این اخلاص و بصیرت روى هم اثر میگذارند. هرچه بصیرت شما بیشتر باشد، شما را به اخلاص عمل نزدیكتر میكند. هرچه مخلصانه‌تر عمل كنید، خداى متعال بصیرت شما را بیشتر میكند. «اللَّه ولىّ الّذین امنوا یخرجهم من الظّلمات الى النّور»؛ خدا ولى شماست. هرچه به خدا نزدیكتر شوید، بصیرت شما بیشتر خواهد شد و حقایق را بیشتر مى‌بینید. نور كه بود، انسان میتواند واقعیات و حقایق را مشاهده كند. وقتى نور نباشد، انسان واقعیات را هم نمیتواند ببیند؛ «والّذین كفروا اولیائهم الطّاغوت یخرجونهم من النّور الى الظّلمات».(5) وقتى طغیان جلوى چشم انسان را بگیرد، وقتى هوى‌هاى نفس - كه طاغوت حقیقى‌اند و در وجود خود ما بدتر از فرعونند - جلوى چشم ما را بگیرند، وقتى جاه‌طلبى‌ها و حسادتها و دنیاطلبى‌ها و هوى‌پرستى‌ها و شهوترانى‌ها جلوى چشم ما را بگیرند، واقعیات را هم نمیتوانیم مشاهده كنیم.
دیدید بعضى‌ها نتوانستند واقعیاتِ جلوى چشم را ببینند، نتوانستند تشخیص بدهند. در فتنه‌ى طراحى‌شده‌ى پیچیده‌ى سال 88 حقایقى جلوى چشم مردم بود؛ نگذاشتند یك عده‌اى این حقایق را ببینند، بفهمند؛ ندیدند، نفهمیدند. وقتى در یك كشور فتنه‌گرانى پیدا میشوند كه براى جاه‌طلبى خودشان، براى دست یافتن به قدرت، براى رسیدن به اهدافى كه به صورت آرزو در وجود خودشان متراكم و انباشته كردند، حاضر میشوند به مصلحت یك كشور، به حقانیت یك راه پشت كنند و لگد بزنند؛ كارى میكنند كه سردمداران غربى و دشمنان درجه‌ى یك ملت ایران به هیجان مى‌آیند و سر شوق مى‌آیند و از آنها حمایت میكنند، این یك حقیقت روشن است؛ این چیزى نیست كه وقتى نور هست، انسان آن را نبیند؛ اما بعضى ندیدند، بعضى نمى‌بینند، بعضى درك نمیكنند؛ بعضى به خاطر ظلمت دل، حتّى درك هم میكنند، اما حاضر نیستند به این فهم ترتیب اثر بدهند؛ اینها همه عوارض هواى نفس است؛ اینها همه نتیجه‌ى امر و نهى همان فرعون درونى ماست، همان فیل مستِ هوى‌ و هوس است كه شرع مقدس چكشى از تقوا و ورع به دست مؤمن میدهد كه بر سر این فیل مست بكوبد و او را آرام كند. اگر توانستیم این را در وجود خودمان آرام كنیم، آن وقت دنیا نورانى خواهد شد، همه چیز را مى‌بینیم، چشم ما مى‌بیند؛ اما وقتى هوى‌پرستى باشد، نمى‌بیند. شما كه بسیجى هستید، جوان هستید، دلهاى شما پاك است، نورانى است، با صفاى باطنِ خودتان میتوانید این روحیه را، این حالت را در خودتان تقویت كنید. بسیجى باصفاست، نورانى است.
عزیزان من! بسیجى شدید، مبارك است؛ اما بسیجى بمانید. ایستادگى در راه، مهم است. بسیجى ماندن متوقف به این است كه دائم خودمان را مراقبت كنیم، مواظبت كنیم و از راه بیرون نرویم. ملت ایران كار بزرگى انجام داده است. كار بزرگ این است كه دنیائى را كه یكجا و چهاراسبه به سمت جهنم حركت میكرد و میتاخت، یك نهیب زده است، یك بخشى را جدا كرده است. امروز جمعیتهاى عظیمى از مردم دنیا متوجه حقیقت شده‌اند و ملت ایران به عنوان پیشتاز و پیشرو، راه را تغییر داده است و مسیر را عوض كرده است. مسیر جوامع انسانى باید به سمت خدا باشد، باید به سمت بهشت باشد، باید به سمت حقیقت باشد. خوب، بدیهى است كه شما ملت ایران این كار بزرگ را انجام داده‌اید. اهل باطل كه ساكت نمى‌نشینند. آن كسانى كه وجودشان وابسته‌ى به باطل و ناحق است، وابسته‌ى به ظلم است، وابسته‌ى به لگد زدن بر سر ملتهاست، اینها كه آرام نمى‌نشینند كه ملت ایران فریاد حقیقت و هدایت بدهد، دنیا را بیدار كند، بشریت را بیدار كند؛ اینها معارضه میكنند.
البته اگر ما ایستادگى‌مان را ادامه دهیم، این معارضه نهایت روشنى دارد؛ «و لینصرنّ اللَّه من ینصره».(6) خداى متعال به‌تحقیق و بدون تردید نصرت را براى كسانى قرار داده است كه به طرف حق حركت میكنند و دعوت میكنند؛ و ما این را تجربه كرده‌ایم. سى سال است كه دشمنان علیه ملت ایران دارند تلاش میكنند، كار میكنند؛ اما ملت ایران به بركت ایستادگى خود، به بركت ایمان خود، روزبه‌روز قوى‌تر شده است؛ دشمن هم روزبه‌روز ضعیف‌تر شده است. امروز قدرت ایستادگى ما از بیست سال پیش بیشتر است، از سى سال پیش بیشتر است؛ این تجربه‌ى ماست. پس نهایت این مبارزه، پیروزى اسلام و مسلمین است. اما باید توجه داشته باشید كه درگیرى و چالش وجود دارد؛ باید خودتان را آماده نگه دارید، خودتان را به‌روز نگه دارید، بصیرتتان را به‌روز نگه دارید، اخلاصتان را به‌روز نگه دارید، به‌روز بسیجى باشید و بسیجى بمانید؛ این رمز موفقیت ملت ایران و جامعه‌ى عظیم ایرانى است.
ان‌شاءاللَّه شما جوانها آن روزى را شاهد خواهید بود كه به قله‌هاى افتخار دست پیدا كردید و همچنان كه قرآن وعده كرده است: «لتكونوا شهداء على النّاس»،(7) شهیدان و گواهان مردم دنیا شدید و در قله‌ها باشید، كه ملتها به شما نگاه كنند و به سمت این قله‌ها حركت كنند.
پروردگارا! فرج ولیّت را، فرج دردانه‌ى عزیز عالم خلقت را روزبه‌روز نزدیكتر بفرما. پروردگارا! ما را از متمسكین به ولایت او و ولایت اجداد طاهرینش قرار بده. پروردگارا! ما را به معناى حقیقى كلمه، مؤمن، بسیجى و انقلابى قرار بده. پروردگارا! به حق محمد و آل محمد، ملت عزیز و عظیم‌الشأن ایران را به آرزوهاى بزرگ خود برسان. روح مطهر امام بزرگوارمان و ارواح طیبه‌ى شهداى عزیز را مشمول الطاف و فیوضات دائمى خود بگردان.
والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‌


1. كافى، ج 1، ص 420/ 2. مائده: 55/ 3. انبیاء: 73/ 4. قصص: 41/ 5. بقره: 257/ 6. حج: 40/ 7. بقره: 143

منبع: http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=10634



لینك ثابت   نویسنده : عروة الوثقی   نظرات ()

صفحات سایت