تبلیغات
:: امر به معروف و نهی از منکر - پاسخ به شبهه در زمینه عصمت ائمه (ع) ::

   آرشیو

   لینكدونی

   جستجو  در وبلاگ

برای جستجو در این صفحه کلمه ی مورد نظر را در کارد زیر وارد کنید.


   نظر سنجی

   لینك دوستان

از شبهه هایی که اتاق فکر ضد انقلاب و ضد اسلام مطرح کرده اند، انکار عصمت ائمه سلام الله علیم اجمعین است. این در حالی است که این گروه گمراه برای ادعای خود هیچ دلیل عقلی و نقلی ندارند و صرفاً با بیان اینکه امامان (ع) «تنها انسانهایی بوده اند که در زمان خود علم فراوانی داشته اند و عصمت آنها امری غلط است» در پی تشویش اذهان مردم بر آمدند. هدف آنها تنها ایجاد جدایی بین جوانان و اهل بیت (ع) است. زیرا عشق به ائمه (ع) با گوشت و خون ایرانیان آمیخته شده است و عمل به دستورات اهل بیت (ع) و به ویژه گسترش فرهنگ عاشورا، خار سختی در چشم دشمنان است.

 

در ادامه به ذکر چند دلیل عقلی و نقلی در بابا عصمت ائمه (ع) می پردازیم:

 

اولاً امامت انتخابی نیست، انتصابی است

 

1. امام خلیفه خداوند متعال و پیغمبر (ص) است و اگر امامت با انتخاب عملى و ثابت شود، دیگر چنین كسى خلیفه خداوند و پیغمبرش نخواهد بود! چون از طرف مردم انتخاب شده است نه از طرف خدا و پیغمبرش! بنابراین چنین کسی خلیفه مردم خواهد بود، نه خلیفخ خدا! 

 

2. از آنجایی که پیامبر اسلام (ص) می فرماید: هرکس امام زمانش را نشناسد و بمیرد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است، امامت نزد ما از جمله بزرگترین اركان دین است و ایمان، بدون آن ثابت نمی شود.  در نزد اهل سنّت نیز با آنکه جزء اركان دین به شمار نمی رود، ولى آن را از مسائل بزرگ و مطالب مهمّ مى‏پندارند.

امام نکته قابل توجه اینجاست که حتی احكام فرعى یعنى احكام فروع هم به انتخاب مكلّف نیست، پس چگونه انتخاب امام را كه مهمتر است به اختیار و انتخاب مكلّف می توان گذاشت‏؟!

 

3. با اینكه خداوند بزرگ كلّیه احكام شریعت را اعمّ از كوچك و بزرگ حتّى طرز خوردن و آشامیدن و دخول خلاء یعنى طرز مستراح رفتن، حمام رفتن، حرف زدن، راه رفتن، ازدواج و زناشویی و حت فکر کردن و كلّیه كارهایى كه باید عمل شود، بیان فرموده است، پس چگونه ممكن است نصب امام را كه از امور مهم است به مردم واگذار نماید؟

 

4. از طرفی چگونه جایز است از پیغمبرى كه چنین امر بزرگی را به مردم واگذار نماید، و كسى را به وسیله انتخاب جانشین خود كند؟ زیرا امامت و ولایت بالاترین مقامى است كه از طرف مقام نبوّت به كسى اعطا مى‏شود. چون امام جانشین پیغمبر است و باید مانند پیغمبر حكم كند. پس چگونه این امر مهمّ را اهمال خواهد نمود؟

 

تا اینجا ثابت شد که  انتخاب امام به وسیله مردم باطل است و باید به نصّ صریح پیغمبر بوده باشد. 

 

ثانیاً امام باید معصوم باشد

 

امامی که در بالا ثابت شد که باید از جابب خدای متعال و رسولش انتصاب شوند، باید معصوم باشد. زیرا انتخاب غیر معصوم، از حکمت خدا به دور است.

 

از طرفی امام حکم کننده در دین و اجرا کننده آن است. اگر امامی معصوم نباشد، چه بر سر احکام دین خواهد آمد؟!

 

دلیل دیگر در وجوب عصمت امام اینکه قرآن فقط براى این نازل شده كه به آن علم پیدا شود. سپس به آن علم، عمل شود. بدیهى است قرآن داراى الفاظ مشترك و مجمل است كه معانى آن از خودش روشن نمی شود و نیز به واسطه آیات متشابه و متعارض موجود در آن، كه موجب اختلافات زیاد بین مفسّرین و علما گردیده، جز گفتار یک انسان معصوم، راهى براى شناختن آنها نیست. زیرا گفتار دیگران غیر از معصومین، هیچ یك از دیگرى اولى و برتر نیست. پس ناچاریم كه مبیّنى بدست آوریم تا به حقایق آن آیات عالم شویم كه آن هم تنها معصومین (ع) می باشند. 

 

در قرآن آیات زیادی وجود دارد که بیانگر این نکته است که امام باید معصوم باشد. از جمله گفتار خداوند بزرگ: «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ». یعنى «از خدا و رسول و اولى الامر از خودتان اطاعت نمایید».

هر كس را كه خداوند امر به اطاعت می فرماید، باید معصوم بوده باشد. زیرا واجب كردن به اطاعت غیر معصوم، مطلقاً محال است. براى اینكه این عمل عقلاً قبیح‏ و از خداوند به دور است.  

 

 

 

با توجه به دلایلی که در بالا ذکر شد، امام واجب است كه معصوم باشد. قطعاً چنین وظیفه خطیرى را نمی توان در اختیار و انتخاب مردم نهاد. پس واجب است كه امام صریحا معیّن و معلوم گردد، نه اینکه انتخاب شود. و این به علّت پنهان بودن عصمت اشخاص نزد ما است. چون عصمت از امور باطنى محض است كه هیچ كس جز ذات حضرت احدیّت نمی داند.

 

و نیز واجب است كه امام برترین افراد مردم زمان خود باشد از نظر ورع و تقوى و دانش و سیاست و غیره. پس اگر یك نفر را براى خودمان به امامت منصوب كنیم، خاطر جمع نخواهیم بود كه باطناً كافر یا فاسق است یا نه؟ و موضوع حقیقتش بر ما پنهان است و مقایسه كردن او با دیگران امكان ندارد. بنابراین مادامى كه این شرایط براى ما پنهان و مجهول باشد، چگونه مى‏شود كه امر انتخاب امامت را به خودمان یا دیگرى واگذار نماییم.

 

بنابراین عصمت امام دلیل بر انتصابی بودن آن دارد زیرا عصمت امری باطنی است و بر همگان معلوم نیست. و انتصابی بودن امام دلیل بر عصمت او دارد، زیرا انتصاب امام غیر معصوم، عملی قبیح و از حکمت خداوند به دور است.

 

در آیه 124 سوره بقره هم اصل انتصاب امامت از جانب خدا را اثبات می کند و هم ثابت می کند که امام باید معصوم باشد.

 

آیه 124 سوره مبارکه بقره می فرماید:  «إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ»

خداوند به ابراهیم (ع) فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم!» ابراهیم (ع) عرض کرد: «از فرزندان من (نیز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمى‏رسد!

از این آیه برداشت می شود که اولاً امام را باید خداوند متعال نصب کند (إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا )، و ثانیاً کسی که از هر ظلم و گناهی به دور باشد و پاک و معصوم باشد، شایسته این مقام است (لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ).



لینك ثابت   نویسنده : عروة الوثقی   نظرات ()

صفحات سایت